×#×#×دل نوشته های تنها×#×#×#×
یکم بخونی و حوصله داشته باشی متوجه میشی.....
وقتی دیدمش دلم ترسیدو لرزید آخه همه می گفتن که عشق بازی با دله دروغه ولی دله من بازی گوش بودو بازیو شروع کرد , ولی این بازی براش سخت بود و داورش خشن امتیاز دل من کم بود طرفم رفت .... خلاصه........ آخه چطور بهش بفهمونم که این بازیا برای تو نیست.... و باز آن روز که تو مرا از خود راندی با خود عهد کردم هرگاه تورا دیدم به تو بگویم که از تو دلگیرم ولی باز که تورا دیدم گفتم که دلتنگ تو هستم.... دل من از عشق تو زخم خورده نیست .... دل من در به در کوی تو است من بی دل چه کنم...... ای دل بی کس خاموش بمیر امروز بارون زیبایی می اومد آروم و مداوم ولی من اصلا حوصلم سر جاش نبود آخه تنها بودم و انگار تمام غمها ی دنیا امروز تو طالع من اومده بودن ....... آخه چرا من کسی تو زندگیم مهم نیست که تو روزای بارونی به امید دل نگرانش آروم بگیرم تا شاید یه روز به بهانه ی نگرانی دل اون رهگذر روزام سپری بشه .... خدای من یعنی میشه اون رهگذر یه روز پیدا بشه ... میگن تو روزای بارونی آرزوها برآورده میشن... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید می توان با یک گلیم کهنه هم روز را شب کردو شب را روز کرد می توان با هیچ ساخت , می توان صد بار هم مهربانی را , خدا را , عشق را می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت خوبی از هر چیز دیگر بهتر است..... يادته يه روزي بهم گفتي: هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ازدحام عجیبی است. همه منتظر اعلام نتایج و گرفتن کارنامه هستند. چشم ها گران است و کسی رنگ بر چهره ندارد . اسم ها یکی یکی اعلام اعلام و کارنامه ها داده می شود. سرها خم شده و کسی جرات حرف زدن ندارد. هر کسی فقط به فکر خودش است . قلبم بشدت می کوبد به قفسه سینه. احساس خفگی می کنم. اسمم را که می خوانند , دست هایم را دراز می کنم. کارنامه ام را می گذارند توی دست چپم . با نگرانی نگاه می کنم , (( کارنامه ام سیاه است)) قول نمی دهم بتوانم بخندانمت اما میتوانم با تو گریه کنم..... اگر روزی خواستی از اینجا بروی نترس بمن بگو.. قول نمی دهم تورا از رفتن باز دارم ولی من هم میتوانم با تو بیایم.. اگر روزی نخواستی صدای کسی را بشنوی بمن بگو قول میدهم سکوت کنم - اما - اگر روزی صدایم کردی و پاسخی نشنیدی زود بیا و مر بیبن شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم........ salam khobin , man baz omadam vali inbar na ba axo shere asheghane ya ye gheteye adabi man axe kasi ya chiziyo avordam ke hamrah va goshe shenavaye deltangiye mane.... khob in axe bachegiyaye jeniye alan on khodesh madar shode va ta chand mahe ayande gharare chanta mehmane kocholo sheyton doremono begire ke enshala axe jeni ba on sheytonaro badan mizaram........ salam khobin man az safar omadam inam axame age soghati mikhayn biyayn khonamon begirid khosh hal misham hadde aghal be bahaneye soghati bebinametoon azizan سر ۴راه ماشینی با پیرمرد برخورد کرد , پیرمرد به بیمارستان انتقال پیدا کرد بعد پرستار از او پرسید خانوادت کجان ؟ پیرمرد با دلی غمگین گفت : همسرم بر اثر بیماری فراموشی در خانه ی سالمندان بستری و من الان باید برم پیش اون , من هر روز صبحانه رو با همسرم میخورم الان دیر میشه و اون گرسنه می مونه پرستار گفت : اون که حافظه نداره تورو نمیشناسه پیرمرد با تبسمی گفت: اون منو نمیشناسه ولی من اونو میشناسم و میدونم تمام زندگیمه
به یاد آن کس که خاموشتر از هر روز آمدو رفت...![]()
![]()
به امید برآورده شدن تمام آرزوها می نویسم از روزگار.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




